تبليغاتX
ایرانی 13 ایرانیم و 13 عدد شانس
 
ایرانی 13 ایرانیم و 13 عدد شانس منه و 7 برادره منه.
   
  زيبا

و خدا زیباست و زیبایی ها را دوست دارد

توجه توجه

این یک پست ثابت است

کسانی که می خواهند از پست های جدید استفاده کنند میتوانند از دومی به بعدو مطالعه کنند

و یه چیزه دیگه

خیلی ممنون از نظرایه زیبا و پر احساستون ولی خواهش مندم که این یادگاریا رو در تابلویه اعلانات وبلاگ که همینپسته ثابت میباشد ثبت کنید

با تشکر مدیریت ایرانی ۱۳

 

Medium (Media) Blog سفارش طراحي قالبهاي پيشرفته سايت و پرتال جوملا! دانلود قالب رايگان Lonely Girl (دختر تنها) براي وبلاگ بلاگفا
 
 
 |    نوشته شده توسط ارسلان
 
   
 

 

آهای تو
اصلا از دوست دخترت خوشم نمیاد.
به نظرم یه جدیدش رو نیاز داری
آهای با توام
من میتونستم دوست دختر تو باشم
هی تو
میدونم که تو من رو دوست داری
نه نه اصلا
برای چی پنهانش کنم
آهای با توام
من میخوام دوست دختر تو باشم
تو خیلی خوبی
میخوام که مال من باشی
تو خیلی خوش تعمی
من همش به تو فکر می کنم
تو خیلی اعتیاد آور هستی
تو هنوز نمی دونی مه من برای خوشحال کردنت چه کار هایی می تونم بکنم
تظاهر نکن
فکر می کنم که خودتم می دونی که من چقدر با ارزشم
آره بدجور
منم همون شاهزاده که همه لعنتش میکنن
میتونم اینو بگم که توام از من خوشت میاد
و خودت میدونی که درست میگم
اون دختره خیلی مزخرفه
تو میتونی خیلی بهتر باشی
من فکر میکنم بهتره ما همین حالا به هم بپیوندیم
این همون چیزیه که همه دارن میگن
من میتونم نگاهت رو روی خودم احساس کنم
حتی وقتی که بهم نگاه نمی کنی
میدونم که داری به من فکر میکنی
میدونم که همش راجع به من حرف میزنی
دوباره و دوباره
خوب پس بیا اینجا و بگو اون چیزی رو که میخوام بشنوم
آره بهتر میشه . بزار دوست دخترت ناپدید بشه
دیگه نمی خوام اسمش رو بیاری . هرگز
آخه اون دختره خیلی مزخرفه
در ارض یک ثانیه مثل نخ دور انگشت خودم می پیچمت
چون من می تونم من می تونم بهتر از این جلوه بدم
کسی نیست که بخوای یواش کارهاتو توجیح کنی
اون دختر خیلی ابله بود
تو واقعا به چیه اون فکر میکردی؟

beauteous

مرگ پایان کبوتر نیستمیدانم سبزه ای را بکنم خواهم مرد

Medium (Media) Blog سفارش طراحي قالبهاي پيشرفته سايت و پرتال جوملا! دانلود قالب رايگان Lonely Girl (دختر تنها) براي وبلاگ بلاگفا
 
 
 |    نوشته شده توسط ارسلان
 
   
 

داستانی را که می خواهم برایتان نقل کنم درباره سربازی است که پس از جنگ ویتنام می خواست به خانه خود بازگردد.

سرباز قبل از این که به خانه برسد، از نیویورک با پدر و مادرش تماس گرفت و گفت:« پدر و مادر عزیزم، جنگ تمام شده و من می خواهم به خانه بازگردم، ولی خواهشی از شما دارم. رفیقی دارم که می خواهم او را با خود به خانه بیاورم.»

پدر و مادر او در پاسخ گفتند:« ما با کمال میل مشتاقیم که او را ببینیم.»

پسر ادامه داد:« ولی موضوعی است که باید در مورد او بدانید، او در جنگ به شدت آسیب دیده و در اثر برخورد با مین یک دست و یک پای خود را از دست داده است و جایی برای رفتن ندارد و من می خواهم که اجازه دهید او با ما زندگی کند.»

پدرش گفت:« پسر عزیزم، متأسفیم که این مشکل برای دوست تو بوجود آمده است. ما کمک می کنیم تا او جایی برای زندگی در شهر پیدا کند.»

پسر گفت:« نه، من می خواهم که او در منزل ما زندگی کند.»

آنها در جواب گفتند:« نه، فردی با این شرایط موجب دردسر ما خواهد بود. ما فقط مسئول زندگی خودمان هستیم و اجازه نمی دهیم او آرامش زندگی ما را برهم بزند. بهتر است به خانه بازگردی و او را فراموش کنی.»

در این هنگام پسر با ناراحتی تلفن را قطع کرد و پدر و مادر او دیگر چیزی نشنیدند.

چند روز بعد پلیس نیویورک به خانواده پسر اطلاع داد که فرزندشان در سانحه سقوط از یک ساختمان بلند جان باخته و آنها مشکوک به خودکشی هستند.

پدر و مادر آشفته و سراسیمه به طرف نیویورک پرواز کردند و برای شناسایی جسد پسرشان به پزشکی قانونی مراجعه کردند.

با دیدن جسد، قلب پدر و مادر از حرکت ایستاد. پسر آنها یک دست و پا داشت! Medium (Media) Blog سفارش طراحي قالبهاي پيشرفته سايت و پرتال جوملا! دانلود قالب رايگان Lonely Girl (دختر تنها) براي وبلاگ بلاگفا
 
 
 |    نوشته شده توسط ارسلان
 
   
 

مرد ثروتمند و باتقوایی که در حال مرگ بود از خدا خواست تا ثروت و گنجینه خود را به بهشت بیاورد. خدا هم چون مرد ثروتش را از راه حلال درآورده بود و به مستمندان هم کمک کرده بود؛ قبول کرد.

مرد ثروتمند به خدمتکاران خود دستور داد تا چمدانی را پر از طلا کنند و داخل تابوتش بگذارند.

ساعاتی بعد مرد از دنیا رفت و در آن دنیا همراه چمدان به دروازه بهشت رسید. فرشته مأمور در بهشت به او گفت:« ورود با چمدان ممنوع است.» مرد به او گفت که با اجازه خداوند این چمدان را با خود آورده است. فرشته قبول کرد و پرسید:« داخل چمدان چه آورده ای؟» مرد چمدان را باز کرد. فرشته با حیرت گفت:« سنگ فرش خیابان؟!»

فرشته در بهشت را باز کرد. بهشت شهری بود با دیوارهایی از زمرد، خانه های از سنگ یاقوت با درهایی از لعل سرخ، درختانی زیبا که مرواریدهای قشنگی از آن آویزان بودند و سنگ فرش خیایان ها همه از طلای ناب! Medium (Media) Blog سفارش طراحي قالبهاي پيشرفته سايت و پرتال جوملا! دانلود قالب رايگان Lonely Girl (دختر تنها) براي وبلاگ بلاگفا
 
 
 |    نوشته شده توسط ارسلان
 
   
 

پیرزن با تقوایی در خواب خدا را دید و به او گفت:« خدایا، من خیلی تنها هستم، آیا مهمان خانه من می شوی؟» خدا قبول کرد و به او گفت که فردا به دیدنش خواهد آمد.

پیرزن از خواب بیدار شد، با عجله شروع به جارو کردن خانه کرد. رفت و چند نان تازه خرید و خوشمزه ترین غذایی را که بلد بود، پخت. سپس نشست و منتظر ماند.

چند دقیقه بعد در خانه به صدا در آمد. پیرزن با عجله به طرف در رفت و آن را باز کرد. پشت در پیرمرد فقیری بود. پیرمرد از او خواست تا غذایی به او بدهد. پیرزن با عصبانیت سر فقیر داد زد و در را بست.

نیم ساعت بعد باز در خانه به صدا درآمد. پیرزن دوباره در را باز کرد. این بار کودکی که از سرما می لرزید از او خواست تا از سرما پناهش دهد. پیرزن با ناراحتی در را بست و غرغرکنان به خانه برگشت.

نزدیک غروب بار دیگر در خانه به صدا درآمد. این بار پیرزن مطمئن بود که خدا آمده، پس با عجله به سوی در دوید. در را باز کرد ولی این بار نیز زن فقیری پشت در بود. زن از او کمی پول خواست تا برای کودکان گرسنه اش غذایی بخرد. پیرزن که خیلی عصبانی شده بود، با داد و فریاد، زن فقیر را دور کرد.

شب شد ولی خدا نیامد. پیرزن ناامید شد و رفت که بخوابد و در خواب بار دیگر خدا را دید.

پیرزن با ناراحتی به خـدا گفت:« خدایـا، مگر تو قول نداده بودی که امـروز به دیـدنم مـی آیی؟»

خدا جواب داد:« بله، ولی من سه بار به خانه ات آمدم و تو هر سه باردر را به رویم بستی!»

Medium (Media) Blog سفارش طراحي قالبهاي پيشرفته سايت و پرتال جوملا! دانلود قالب رايگان Lonely Girl (دختر تنها) براي وبلاگ بلاگفا
 
 
 |    نوشته شده توسط ارسلان
 
   
 

ظهر یک روز سرد زمستانی، وقتی امیلی به خانه برگشت، پشت در پاکت نامه ای را دید که نه تمبری داشت و نه مهر اداره پست روی آن بود. فقط نام و آدرسش روی پاکت نوشته شده بود. او با تعجب پاکت را باز کرد و نامه ی داخل آن را خواند:

« امیلی عزیز،

عصر امروز به خانه تو می آیم تا تو را ملاقات کنم.

با عشق، خدا»

امیلی همان طور که با دست های لرزان نامه را روی میز می گذاشت، با خود فکـر کرد که چـرا خـدا مـی خواهد او را ملاقات کند؟ او که آدم مهمی نبود. در همین فکرها بود که ناگهان کابینت خالی آشپزخانه را به یاد آورد و با خود گفت:« من، که چیزی برای پذیرایی ندارم!» پس نگاهی به کیف پولش انداخت. او فقط 5 دلار و 40 سنت داشت. با این حال به سمت فروشگاه رفت و یک قرص نان فرانسوی و دو بطری شیر خرید. وقتی از فروشگاه بیرون آمد، برف به شدت در حال بارش بود و او عجله داشت تا زود به خانه برسد و عصرانه را حاضر کند. در راه برگشت، زن و مـرد فقیـری را دیـد که از سـرمـا مـی لرزیدند. مرد فقیر به امیلی گفت:« خانم، ما خانه و پولی نداریم. بسیار سردمان است و گرسنه هستیم. آیا امکان دارد به ما کمکی کنید؟»

امیلی جواب داد:« متاسفم، من دیگر پولی ندارم و این نان ها را هم برای مهمانم خریده ام.»

مرد گفت:« بسیار خوب خانم، متشکرم» و بعد دستش را روی شانه همسرش گذاشت و به حرکت ادامه دادند.

همان طور که مرد و زن فقیر در حال دور شدن بودند، امیلی درد شدیدی را در قلبش احساس کرد. به سرعت دنبال آنها دوید: « آقا، خانم، خواهش می کنم صبر کنید.» وقتی امیلی به زن و مرد فقیر رسید، سبد غذا را به آنها داد و بعد کتش را درآورد و روی شانه های زن انداخت.

مرد از او تشکر کرد و برایش دعا کرد. وقتی امیلی به خانه رسید، یک لحظـه ناراحت شـد چون خـدا می خواست به ملاقاتش بیاید و او دیگر چیزی برای پذیرایی از خدا نداشت. همـان طور که در را بـاز می کرد، پاکت نامه دیگری را روی زمین دید. نامه را برداشت و باز کرد:

« امیلی عزیز،

از پذیرایی خوب و کت زیبایت متشکرم،

با عشق، خدا» 

Medium (Media) Blog سفارش طراحي قالبهاي پيشرفته سايت و پرتال جوملا! دانلود قالب رايگان Lonely Girl (دختر تنها) براي وبلاگ بلاگفا
 
 
 |    نوشته شده توسط ارسلان
 
   
  آیا کسی هست که حسین را در محرم یاری کند آیا کسی هست؟

Medium (Media) Blog سفارش طراحي قالبهاي پيشرفته سايت و پرتال جوملا! دانلود قالب رايگان Lonely Girl (دختر تنها) براي وبلاگ بلاگفا
 
 
 |    نوشته شده توسط ارسلان
 
   
  سلام و صدها سلام همراه اشک و آه جان سوز

بله باز محرم و شد و زمین به زیر سیل خون و اشک فرو رفت آه حسین تو کیستی که در آخرین لحظات هم یارانی را میطلبیدی که رستگارشان کنی

آیا کسی هست که مرا یاری کند؟

Medium (Media) Blog سفارش طراحي قالبهاي پيشرفته سايت و پرتال جوملا! دانلود قالب رايگان Lonely Girl (دختر تنها) براي وبلاگ بلاگفا
 
 
 |    نوشته شده توسط ارسلان
 
   
 

سلام ارسلان جان

 

سلام بر شما

 

2 سوال دارم ؟؟

 

1 – آیا خوردن آب منی پسر توسط دختر اشکالی دارد ؟

 

منی نجس است و خوردن آن حرام می باشد.

 

2 – لیسیدن آلت دختر توسط پسر اشکالی دارد ؟

 

لیسیدن آلت تناسلی زن و مرد توسط همسرشان ، جائز است و اشکالی ندارد .

 

ممنون از جواب های خوبت ، شهناز

 

از لطف شما و از سوال خوبی که مطرح نمودید ، سپاسگذارم

Medium (Media) Blog سفارش طراحي قالبهاي پيشرفته سايت و پرتال جوملا! دانلود قالب رايگان Lonely Girl (دختر تنها) براي وبلاگ بلاگفا
 
 
 |    نوشته شده توسط ارسلان
 
   
  اینم مقداری آیکون قشنگه متحرک برای استفاده دوستان

البته اگه کسی فکر کرد این تعداد کمه و یا اینا به دردش نمیخوره یه سری هم به ادامه مطلب بزنه بقیش اونجاست

البته خدمت دوستایه خودم عرض کنم که اگه موقع استفاده از اونا یه اسمی آدرسی چیزی هم از ما آوردین ممنون میشیم و دلمون شاد میشه

با تشکر مدیریت

Medium (Media) Blog سفارش طراحي قالبهاي پيشرفته سايت و پرتال جوملا! دانلود قالب رايگان Lonely Girl (دختر تنها) براي وبلاگ بلاگفا
 
 
 |    نوشته شده توسط ارسلان ادامه مطلب | 
 
   
   هراز گاهي تب خواننده‌هاي جديد و جوياي نام بازار موسيقي را گرم مي‌‌كند... يك روز همه به دنبال رضا صادقي مي‌‌روند و روز ديگر صداي بنيامين آنها را شيفته خود مي‌‌كند... اما در اين بين بازار آلبوم‌هاي غيرمجاز هميشه داغ داغ بوده و هست. حضور و شهرت خواننده‌هاي نام آشنا و بي‌‌شمار از جمله محسن چاووشي، حامد هاكان و... خيلي از اهالي موسيقي را دلسرد و نگران كرد... هر چند چاووشي براي توليد آلبومش تا مرحله نهايي مجوز هم پيش ‌رفت اما در نهايت بدشانسي آلبومش به صورت غير مجاز منتشر شد. در هر حال گفتگو با خواننده‌اي كه مي‌‌خواهد پس از اين، سكرت عمل كرده و تمام توليداتش را با مجوز رسمي به دست مخاطبانش برساند براي ما جالب بود اميد آنكه اين مصاحبه شما را هم راضي كند.او به اين باور است كه اگر كارهايش به يغما نمي رفت، همه شان مجوز مي گرفت،‌اما دوستان اجازه ندادند كه چنين اتفاقي بيفتد...
    
    خانواده سبز: چي شد محسن چاووشي به جمع خوانندگان پيوست؟
    چاووشي: يك روز وقتي داشتم كتاب شعر مريم حيدرزاده را ورق مي‌‌زدم احساس كردم چقدر اين نوشته‌ها با روحياتم
سازگار است، از آن روز به بعد مدام كلام ايشان را زمزمه مي‌‌كردم تا اينكه...
    خانواده سبز: آلبوم «نفرين» آلبوم شما بود؟
    چاووشي: بله... البته نفرين در حد يك ماكت باقي ماند...
    خانواده سبز: يعني قرار بود مجوز بگيرد و بازخواني شود؟
    چاووشي: آن كار حتي به تنظيم هم نرسيد، آن زمان وزارت ارشاد از خوانندگان ماكت كارها را تحويل مي‌‌گرفت و روي آنها مجوز صادر مي‌‌كرد كه از اقبال بد من اين آلبوم لو رفت، دست به دست چرخيد و بدون گرفتن مجوز به خانه‌ها راه پيدا كرد.
    خانواده سبز: پس به دنبال مجوز هم رفتيد؟
    چاووشي: بله، اما بعد از پخش غير مجاز ديگر مجوزش را نگرفتم، چون فايده‌اي نداشت.
    خانواده سبز: اما اين فضا خيلي هم به ضرر شما نشد!
    چاووشي: به ضررم كه نشد اما در عوض خيلي‌ها روي من حساس شدند البته وقتي فهميدند كه غير مجاز پخش شدن آلبوم كار خودم نبوده و از طرفي نفرين تنها يك ماكت بوده، كوتاه آمدند.
    خانواده سبز: فكر مي‌‌كنيد عامل اصلي موفقيت كه نه ! شهرت امروز خود را مديون چه چيز هستيد، شباهت رنگ صدا و يا غير مجاز پخش شدن كارها؟
    چاووشي: نمي‌‌دانم از شما به عنوان يك مخاطب سوال مي‌‌كنم. اگر اين آلبوم مجاز منتشر مي‌‌شد، آن را تهيه مي‌‌كرديد؟ هر چند در اين صورت خيلي سريع‌تر و گسترده‌‌تر توزيع مي‌‌شد.
    خانواده سبز: در عوض كنار صدها آلبوم تازه توليد شده ديگر قرار مي‌‌گرفت؟
    چاووشي: مگر فريدون را چه كسي مي‌‌شناخت؟! حتي مني كه در زمينه موسيقي فعاليت مي‌‌كنم هم ايشان را نمي‌‌شناختم اما وقتي آلبومش وارد بازار شد از پرفروش‌ترين‌ها بود.
    خانواده سبز: به نظرتان آلبوم نفرين مجوز مي‌‌گرفت؟
    چاووشي: خيلي از تراك‌هاي نفرين مجوز داشت. من به دنبال مجوز نهايي بودم كه متاسفانه لو رفت. در ضمن خيلي از كارهايي كه امروز با داشتن مجوز منتشر مي‌‌شود هم از نظر مضمون و... شبيه نفرين است.
    خانواده سبز: تا به حال آلبوم مجوز دار هم منتشر كرديد؟
    چاووشي: نه، اما خيلي از كارهايم از جمله آلبوم «لنگه كفش» كه تمام آهنگهايش مجوز داشت تا مرحله ثبت‌نهايي هم ‌رفت اما در نهايت نه تنها به صورت غير مجاز، بلكه با كيفيت بسيار پايين پخش ‌شد. حتي تعدادي از آهنگ‌هايي كه براي دوستان ديگر ساخته بودم با صداي من به دست مردم رسيده بود.
    خانواده سبز: چرا؟! چرا بايد تمام كارهايتان بدون اطلاع شما به صورت غير مجاز منتشر شود؟
    چاووشي: اين بحث خيلي تكراري شده.
    خانواده سبز: بله، موضوعي تكراري كه متاسفانه هنوز هم تكرار مي‌‌شود.
    چاووشي: به هر حال كارها دست افراد به ظاهر معتمدي مي‌‌افتد كه شايد ناخواسته اين روند را به همراه دارد.
    خانواده سبز: چرا اكثر كارهاي محسن چاووشي سياه است و چرا شما عشق امروزي را به اين صورت وارد موسيقي كرديد؟
    چاووشي: اين حرف را قبول ندارم، چون كارهاي من سياه نبوده.
    خانواده سبز: اما سفيد و اميدوار كننده هم نيست!

    چاووشي: شايد ترانه‌هايي كه من خواندم به خصوص در آلبوم نفرين تلخ باشد اما سياه نيست و با همين آلبوم هم مخاطب زيادي جمع كردم اما امروز خيلي از آن كار راضي نيستم، چون معتقدم هيچ عاشق، سخن سخت به معشوق خود نگفت.
    خانواده سبز: يعني آن زمان با ترانه‌هايشان، موافق و هم عقيده بوديد؟
    چاووشي: حتما موافق بودم، چون تا با ترانه‌ها ارتباط حسي برقرار نكنم، نخواهم خواند، ولي امروز با گذشت چهارسال ايدئولوژي‌هايم تغيير كرده و معتقدم خواندن نفرين بزرگترين اشتباهم بوده هر چند نفريني كه حيدرزاده خيلي خوب آن را سروده بود.
    خانواده سبز: امروز چه تعريفي از عشق داريد؟
    چاووشي: اجازه دهيد در اين زمينه صحبتي نكنم.
    خانواده سبز: در اين مورد نظري نداريد يا اينكه چون با كارهايتان در تناقض است، ترجيح مي‌‌دهيد صحبت نكنيد؟
    چاووشي: درست متوجه شديد، من قبلا كارهايي را خواندم كه با حرف‌هاي امروز قابل اصلاح و جبران نيست، در واقع براي صحبت كردن در اين باره، لازم به گذشت زمان بيشتري است.
    خانواده سبز: يعني از خواندن آن ترانه‌‌ها پشيمان شديد؟
    چاووشي: امروز، با ديد ديگري به مقوله عشق نگاه مي‌‌كنم، هر چند مرز بين نفرت و عشق تنها به اندازه يك مو باريك است... اما اگر صحبتي كنم به‌طور مسلم مريم حيدرزاده هم زير سوال مي‌‌رود.
    خانواده سبز: براي اولين بار چه كسي تشخيص داد صداي خوبي براي خواندن داريد؟
    چاووشي: شايد باورتان نشود اما تا امروز هيچ‌كس چنين حرفي به من نزده، اگر خواننده شدم فقط با تشخيص خودم بود.
    خانواده سبز: مي‌‌دانيد الان چند تا محسن چاووشي داريم؟
    چاووشي: خيلي زياد. افرادي كه به نام من هر كاري از جمله مي‌‌كنند!
    خانواده سبز: شايد به اين دليل است كه مردم تصوير شما را نديده‌اند.
    چاووشي: درست است، بايد با انتشار آلبوم مجوز‌دار و چاپ عكسم به اين وضعيت پايان دهم و تا زماني‌كه اين اتفاق نيفتد، اجازه چاپ عكس‌هايم را ندارم.
    خانواده سبز: پس آلبوم جديد شما را در نوار فروشي‌هاي معتبر پيدا خواهيم كرد؟
    چاووشي: اميدوارم كه اين اتفاق بيفتد.
    خانواده سبز: اشعار اين آلبوم از چه كساني است؟
    چاووشي: رضا صفايي، امير ارجعيني، ليلا رضايي، حميدرضا رزاقي و ترانه مكرم براي ده تراك ترانه‌سرايي كردند، يك كار متفاوت با كارهاي قبلي‌ام.
    خانواده سبز: در مورد اين كار بيشتر توضيح مي‌‌دهيد؟
    چاووشي: در اين آلبوم صداي من شبيه هيچ‌كس نيست. هر چند در ابتدا، همان خواننده لس‌آنجلسي اظهار كرده بود اين دو صدا (صداي من و خودش) كاملا متفاوت بوده و هيچ شباهتي به هم ندارند اما باز هم اين تصور را در كار جديد به كلي از بين بردم، ضمن كه اين در اين آلبوم موسيقي تلفيقي ( پاپ، سنتي) كار كردم.
    خانواده سبز: چقدر با موسيقي سنتي آشنا هستيد؟
    چاووشي: خيلي كم.
    خانواده سبز: يعني دستگاه‌هاي موسيقي را هم نمي‌شناسيد؟
    چاووشي: نمي‌شناسم چون به تازگي وارد اين حيطه كاري مي‌شدم.
    خانواده سبز: پس چطور كار تلفيقي انجام مي‌‌دهيد؟
    چاووشي: به كمك دوستان سنتي‌كار، در ثاني ما فقط نت‌هاي نوشته شده را با سازهاي سنتي نواختيم.
    
    محسن چاووشي از نگاهي ديگر
    
    متولد چه سالي هستيد؟
    چاووشي: هشتم مرداد ماه سال 1358
    در كدام شهر؟
    چاووشي: خرمشهر
    مهمترين ويژگي اخلاقي؟
    چاووشي: بسيار حساس و كمي زود رنج.
    انتخاب اشعار؟
    چاووشي: خودم انتخاب مي‌‌كنم براساس روحياتي كه داشته و دارم.
    مهم‌ترين عامل شهرت؟
    چاووشي: اجازه دهيد اين سئوال را مردم جواب دهند.
    مهم‌ترين ويژگي اهالي جنوب؟
    چاووشي: خونگرمي و مهمان‌نوازي.
    شما هم اين خصيصه‌ را داريد؟

    چاووشي: صد در صد.
    تحصيلات؟
    چاووشي: مطمئن باشيد موسيقي نخواندم...
    مگر تمام خواننده‌هاي ما موسيقي خوانده‌اند؟
    چاووشي: نمي‌‌دانم اما من حسابداري خواندم.
    چرا سوالات را تفكيك مي‌‌كنيد؟
    چاووشي: خب بايد يك طوري نشان بدهم كه متناقضم ديگه.
    امروز كه ديگر آن تناقضات را شكستيد!
    چاووشي: خب اين خودش هم يك تناقض ديگر است.
    بهترين كاري كه خوانديد؟
    چاووشي: آهاي تو كه اينهمه دوري از من و بانوي من
    معروف ‌ترين كار؟
    چاووشي: نفرين و نشكن دلمو
    دوران كودكي هم مثل الان آرام بوديد؟
    چاووشي: خيلي آرام و البته درس نخوان.
    بهترين نمره؟
    چاووشي: از درس انشاء نمره 17 گرفتم.
    بدترين سال تحصيلي؟
    چاووشي: سال پنجم ابتدايي كه از دو درس تاريخ، مدني و رياضي تجديد آوردم.
    بهترين درس؟
    چاووشي: عربي
    ورزش...
    چاووشي: پيش‌تر ورزش مي‌‌كردم اما حالا كمي تنبل شدم.
    سينما...
    چاووشي: برايم جذابيت ندارد.
    علي سنتوري...
    چاووشي: فيلمي از داريوش مهرجويي كه روي آن چهار ترانه خواندم.
    انتقاد...
    چاووشي: قبول مي‌‌كنم.
    سازنده‌ترين انتقاد؟
    چاووشي: به نفرين شد كه پذيرفتم.
    چه سازي مي‌‌نوازي؟
    چاووشي: پيانو و كيبورد.
    تا امروز چند ترانه خوانديد؟
    چاووشي: 25 يا 26 ترانه.
    موسيقي فاخر...
    چاووشي: موسيقي كه براي همگان ملموس باشد يعني همه با آن ارتباط برقرار كنند.
    يعني هر قدر موسيقي قابل لمس‌تر باشد فاخرتر هم هست؟
    چاووشي: از نظر من همينطور است.
    ممنون از اينكه با ما در اين گفتگو همراه شديد.
    چاووشي: من هم از شما تشكر مي‌‌كنم، اميدوارم روزي بتوانم يك كار فاخر تقديم اهالي موسيقي نمايم.
    
    
    
    م.نصيري
Medium (Media) Blog سفارش طراحي قالبهاي پيشرفته سايت و پرتال جوملا! دانلود قالب رايگان Lonely Girl (دختر تنها) براي وبلاگ بلاگفا
 
 
 |    نوشته شده توسط ارسلان
 
   
  كوكائين كوكائين (cocain)

 

اسامي عاميانه:nose CanGo to fullsize imagedy ،base ،flake،Toot ،white ،blow ،snow Rock ،charlie، Coke tardust
شكل ظاهري: گرد سفيد رنگي كه از برگهاي خشك شده گياه كوكا بدست مي آيد.با پختن كوكائين همراه با جوش شيرين ماده مخدر ديگري بنام Crack حاصل مي گــردد. كرك بسيار بسيار اعتياد آور بوده و بشكل حبه هاي سفيد و يا قهوه اي رنگي ميباشـد. معمولا با نشاسته، شكر، ويتامين سي، پودر شير و پودر تالك تركيب مي گردد.
كرك كوكائين

كوكائين

نحوه استعمال: استنشـاق از راه بيـنـي، تـزريق وريـدي، دود كـردن كـرك تـوسط پيپ، جويدن برگها، بكار بردن در غشاء مخاطي دهان، مهبل و مقعد.
اثرات آني: يك محرك ميباشد، اثراتش بسيار زود از ميان مي رود (30 دقيـقـه بـعد) كـه سبب ميگردد فرد احساس افسردگي و نا آرامي كند، حـتي بـا يكـبـار مـصرف اعتـيـادآور است. افـزايش اعتمـاد بنـفس، احسـاس نيـرومنـدي و هـوشـيـاري، سـبــب تپــش قلب مي گـردد، انرژي زا، فرد حراف و يا كم حرف ميشود، سريع و چابك، شنگولي. از مـيـان رفتـن تـمركـز، هــماهنگي حركات و ميل جنسي، تنفـس كـم عـمـق و نامـنـظـم، رفـتـار خشونت آميز، رعشه، بسيار زود اثرش ايجاد مي گـردد (10 ثـانـيـه پـس از اسـتـعـمـال) افزايش انرژي، تقويت نيروي جنسي، ترشح دپامين در مغز.
خطرات: استنشاق آن از را بيني سبب آسيب به پره مــياني بيني شده و در آن ايجاد حفره ميكند. آنقدر خطرناك است كه با اولين مصرف مي تواند سبب سكته قلبي گـردد. مشـكـلات تـنـفسي، آسيـب بـــه ريه، تشنج و مرگ ناگهاني. در دراز مـدت نـيـز سـبـب پارانوئيد، توهم، خشونت و كاهش وزن ميگردد.به مغز و قلب نيز آسيب جدي ميرساند.

Medium (Media) Blog سفارش طراحي قالبهاي پيشرفته سايت و پرتال جوملا! دانلود قالب رايگان Lonely Girl (دختر تنها) براي وبلاگ بلاگفا
 
 
 |    نوشته شده توسط ارسلان
 
   
  حشيش (cannabis)

اسامي عاميانه: Grass ،hash ،dope ،blow ،draw
شكل ظاهري: بصورت تكه هاي جامد، از رزين گياه شاهدانه ميباشد، قـهـوه اي و يــا مشك